العلامة المجلسي

650

حياة القلوب ( فارسي )

قدم بگذاريد وبرويد ! نمىدانيم كه اگر چنين كنيم چه بر سر ما خواهد آمد ؟ ! پس كالب بن يوفنا « 1 » به نزد موسى عليه السّلام آمد وبر اسبى سوار بود ، وآن خليجى كه مىخواستند از آن عبور نمايند چهار فرسخ بود ، گفت : اى پيغمبر خدا ! آيا خدا تو را امر كرده است كه ما اين كلمات را بگوئيم وداخل اين آب شويم ؟ موسى عليه السّلام گفت : بلى . گفت : تو امر مىكنى كه چنين بكنيم ؟ فرمود : بلى . پس ايستاد وتوحيد خدا را بر خود تازه نمود وپيغمبرى محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وولايت علي عليه السّلام وآل طيّبين ايشان را در خاطر گذرانيد چنانچه مأمور شده بود وگفت : خدايا بجاه ايشان سوگند مىدهم كه مرا از روى اين آب بگذرانى . وأسب خود را بر روى آب راند ، ناگاه آب دريا در زير پاى أسب أو مانند زمين نرم شد تا به آخر خليج رسيد ، وباز أسب را تاخت وبرگشت ورو به بني إسرائيل كرد وگفت : أطاعت كنيد موسى را كه نيست اين دعا مگر كليد درهاى بهشت وقفل درهاى جهنم وسبب نازل شدن روزىها وجلب كنندهء رضاى خداوند مهيمن آفريننده بر بندگان وكنيزان خدا . پس بني إسرائيل ابا كردند وگفتند : ما نمىرويم مگر بر روى زمين . پس خدا وحى فرستاد بسوى موسى كه : بزن عصاي خود را به دريا وبگو : خداوندا ! بجاه محمد وآل طيبين أو كه دريا را براي ما بشكافى . چون اين بگفت دريا شكافته شد وزمين دريا تا آخر خليج پيدا شد وگفت : داخل شويد . گفتند : زمين دريا گل دارد ومىترسيم كه در ميان گل فرورويم . خدا وحى فرستاد بسوى موسى كه بگو : خداوندا ! بجاه محمد وآل طيّبين أو سوگند مىدهم زمين دريا را خشك نمائى .

--> ( 1 ) . در مصدر « كالب بن يوحنا » است .